تبليغاتX
شـــــعـــــر م.آرمــــــــان -

شـــــعـــــر م.آرمــــــــان

شعر نو

 

شعری برای نداهای خونین سرزمینم

کلیک کنید!

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

هزار زبان ِ بی صدا


و اما سوم  شخص غایبی وجود دارد که با کنجکاوی ی جسورانه ای از من می پرسد:چرا مردم به جریان های مفصل و خسته کننده ای که در شعر از "درد خودشان"  حکایت می کند غالبا بی نظر هستند؟


باید مآل اندیشانه موضوع را وارسی کرد هرچند تازگی ندارد و در تاریخ جامعه شناختی عصر ما همیشه یک عده در میان روشنفکران و شاعران و نویسندگان - راه بی دردی را نامنصفانه طی کرده اند
 اما در عاقبت  درکدام ناکجا آباد ماندگار شدند؟
 من عادت ندارم سوال را با سوال جواب بدهم  .اما این بار اول  هم نیست که من در کنه این سوالات که
ثمری جز اتلاف زمان و نیروی خود نمی بینم. اما دوست ناشناسم - که من خوب پو یایی تو را دریافته ام. کوتاه برایت می گویم: پیش بینی طوفان ِ شدیدی که سابقا در بعضی ازگفته های من تشنج و ناهنجاری و اعتراض جامعه  را نشان می داد چندان دشوار نبود و از عقب آن گردبادهای سمج و ویران کننده ای
که بی محابا به من و شما می تازند امروز شوخی سرشان نمی شود...حال از مقدمه به متن رسیده باید گفت: اوضاع ادبیات شعری ما با خمودگی ِ بی تحرک و واپس خوردگی عجیبی توام شده
و خیال نارس تجدد در شعر سرایی - عده ای را فریب داده - چون فکر می کنند
با کودکانه ترین ایده و نظر اکتسابی از این و آن می توانند ماهیت نایاب شعر را سر و شکلی ساده داده باشند اگر بی تعصب و خیرخواهانه و از روی حقیقت به این شرایط بلا تکلیفی در ادبیات ما نظر کنید.

 می بینید هیچ انگیزه ی وجداوری  سر بلند نمی کند مگر به ندرت در این مزرعه سوخته و لعنت شده-
چند خوشه ای قدم علم کرده باشد که استثنا همیشه اتقافی ست.
شرح این اخبار ناگوار حوصله و شهامت و فکری می خواهد بهتر است خودتان با کمی آرمان باوری و تامل
بقیه ی این داستان حزن آمیز را از وضعیتی که جریان دارد بخوانید . شالی زار پر بار و خرمی که دیروز- انسانها و بعد مترسک ها مراقب آن بودند ثمری نداشت . کلاغ های نحس و خوک های جیره خوار آمدند
 و از روی گرسنه گی تمام محصول را چپاول کردند حال در ازای سوال زیرکانه ای که  داشتید
جواب شما بسیار ساده است.و در این کویر خشک و بی آب  نشو و نما می کند به وضوح این تلخ کامی را می بینید. چیزخوبی نکاشتید.
و انتظاری نباید داشت که حتی  چیزی  برای از دست دادن هم وجود داشته باشد...متاسفم
88-3/10
م.آرمان -میرزانژاد

 

+?????? یکشنبه چهاردهم تیر 1388??0:56?? م. آرمان |