تبليغاتX
شـــــعـــــر م.آرمــــــــان

شـــــعـــــر م.آرمــــــــان

شعر نو

من در این ایرانم

به چه اندیشم باز؟

به سگی آواره... که در این راه شب طولانیست

وسکوت سحری را خورده

یا به افسار شکسته اسبی

که فراسوی جنونی مرده

من در این ایرانم

به چه اندیشم باز

که از اندام قبیح این شهر بیزارم

من به احوال کدام گل نفسی تازه کنم/

مردمانی که به درس شبنم از راه شقایق همگی گمراهند

یک صدا می خوانند که نمی دانند باز آیه های تردید!!!!

من در این ایرانم

به چه دل خوش باشم

من در این سوت سکوت غمگین

که سر از دست قلم بیکار است

باز هم می گویم

من این بار

از انسان که شمردست بی نهایت تا یک ؟؟!!؟؟

با که در راه باشم

هم جا بی راه است

و  شبم در راه است

در اتاق خلوتم زجر آور

تنهایم

حلا وقت است که بیایی و ببینی

قفس این تن تنها همجا آواره است

+?????? سه شنبه هجدهم مهر 1385??6:12?? م. آرمان | |


نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه
خواهد ساخت ... ولي بسيار مشتاقم ... كه از خاك گلويم سوتكي سازد ... گلويم
سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ... تا كه پي در پي دم گرم خويش را
بر گلويم سخت بفشارد

+?????? سه شنبه یازدهم مهر 1385??0:43?? م. آرمان | |

دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست .اگر که

ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد

دچار باید بود

وگرنه زمزمه حیرت

میان دو حرف حرام خواهد شد

و عشق صدای فاصله هاست

شاعر:سهراب سپهری


+?????? سه شنبه یازدهم مهر 1385??0:41?? م. آرمان | |

من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتم     تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

+?????? شنبه یکم مهر 1385??4:3?? م. آرمان | |