یک صدا می خوانند که نمی دانند باز آیه های تردید!!!!
من در این ایرانم
به چه دل خوش باشم
من در این سوت سکوت غمگین
که سر از دست قلم بیکار است
باز هم می گویم
من این بار
از انسان که شمردست بی نهایت تا یک ؟؟!!؟؟
با که در راه باشم
هم جا بی راه است
و شبم در راه است
در اتاق خلوتم زجر آور
تنهایم
حلا وقت است که بیایی و ببینی
قفس این تن تنها همجا آواره است
+?????? سه شنبه هجدهم مهر 1385??6:12?? م. آرمان |
|
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ... ولي بسيار مشتاقم ... كه از خاك گلويم سوتكي سازد ... گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ... تا كه پي در پي دم گرم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
+?????? سه شنبه یازدهم مهر 1385??0:43?? م. آرمان |
|
دچار یعنیعاشق
و فکر کن که چه تنهاست .اگر که
ماهی کوچک دچارآبیدریای بیکران باشد
دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت
میان دو حرف حرام خواهد شد
وعشقصدای فاصله هاست
شاعر:سهراب سپهری
+?????? سه شنبه یازدهم مهر 1385??0:41?? م. آرمان |
|
من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتم تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال
نام: م.آرمان زاد بوم: گیلان متولد: 66 خورشیدی دانشجوی کارشناسی ادبیات فارسی. ___________________. × آثار در دست تهیه و انتشار 1-اشعار کلاسیک و نیمایی 2- اشعار سپید و کوتاه 3- یادداشت ها 4- نامه ها به معاصر 3-تحقیق و تحلیل در باره شاعران معاصر...
× در حين نوشتن: احساس ِ ژرف زندگي در من به قوت هوشياري نزديک مي شود. گويا هزاران نفر در پشت در و کنار پنجره و دفترم به چرخش قلم من چشم دوخته اند , و به اين مصيبت يا سعادت شاعرانه نگاه مي کنند... م.آرمان