|
از اقیانوس بیکران واژه , فقط شب یلدای کوتاهمان نصیب حافظ شیراز شد؟؟
به ادب نافر گشایی کن از آن زلف سیاه جای دلهای عزیز است تو بر هم مزنش از دوستانی مطالب رو می خونن خیلی سپاسگزاریم حتما اگر وب لاگ یا وب سایتی در زمینه ادب فارسی دارن برای ما پیغام بزارن حتما ازشون حمایت می کنیم ما به عنوان پیوند روزانه در بخش لینک میزاریم از دوستانی که نظر دادن در زمینه محتوا ومعنی ومفهوم مطالب . نهایت سپاسگزاری رو می کنیم copy right organization Man az Man & Manam ensan company all right resived
برای دوست پیدا شده ام در آسمانت ای دوست از شوق شهاب کهکشانت ای دوست یک باغ پرنده خواند آواز فراق ای دوست کجاست آشیانت دوست عمرا بتونید بگید شاعرش کی بوده ؟ الف:قیصر امین پور ب:گرمارودی ت:حامد فومنی ث:طاهره صفارزاده آقا اسم برنده رو بزرگ می نویسم؟
از هوشنگ ابتهاج که حافظ شیرازی زمان ما تلقی میشه هم شعری واستون گذاشتم البته ه.سایه تفاوت های خاصی در شعرش هست اما اغلب مخاطبین شعر های ابتهاج بر این باورن که حال وهوای حافظ درش موج می زنه بسترم
یک رباعی با محتوا ودرون مایه عاشق ومعشوق زورگی که در رابطه شون واسوخت شدن اما نمی دونم نسل ما چرا این قدر رابطه ایجاد می کنه تا بعد واسوخت شه؟البته رابطه داشتن بد نیست مجنون شدن لیلی میخواد آخه؟ مهدی اخوان ثالث
احمد شاملو اگر اشخاصی هستن که شعر رو از لحاط فنی و تخصصی دنبال می کنن به نظر من یک نگاهی به وزن عروضی و آهنگ و دیگر ساختارهای این شعر بکنن نمي گردانمت در برج ابريشم
در باره ی شعر پائین اطلاع خاصی از شاعرش ندارم باخته بود یک شخصیت طنز پرداز اوضاع واحوال تیم ملی رو خوب تشریح کرده وناراحتی اجتماع فوتبال دوست ما
از دوستانی که در رشته ی زبان وادبیات فارسی مشغول به تحصیل دردانشگاه هستن می خوام بهشون بگم برای کار تحقیقاتی در مورد سبک شعری هندی صد در صد شخصیت و هویت شعری شیون فومنی مخصوصا اشعار فارسی شو مورد مطالعه قرار بدین.. جهان وانسان شاعر:شیون فومنی
عزيزم!
فکر نمی کنم که اسم شیون فومنی برای اشخاصی که در حوزه ادب گیلان تحقیق و تفحص می کنن یا حتی مردم معمولی آشنایی نداشته باشن باز هم تا اونجایی که من تجربه کردم این موضوع رو بیشتر مردم با اشعار فارسی شیون اصلا و ابدا آشنایی ندارند و متاسفانه فرهنگ و آداب و رسوم ما هم تا جایی به این مسئله قوت داده می خوام واسطون یک شعر از شیون بنویسم که سیک وسیاق شعر درش تخیل هندی موج می زنه ... ______________________________________
از تو بگذشتمو بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو اما عقب سر نگران ما گذشتیمو گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران یک رباعی از مکتب واسو خت شهریار
روزی که آمدی ز یادم نمی رود
روزی که می روی به چه همان که می رود زیاد رفتن حکایتی است غم انگیز و پر ملال نفرین بر آن کسی که صحبت رفتن به لب نهاد
شعری از آرمان میرزانژاد بر حقیقت قدمی نا پیدا شبنم از طرح گل کابوسی سبدش تاخچه ی حد جنون از طب سرد سیاهی راضی سالها دید چمنها کوتاه این منم نقش شقایق .. عاسی راستی بر قدمی نا پیدا در حوالی سخنهای دراز دل دوست مثل بیا بان تاریک همه در ها به فسادی مدیون همه سر ها به قلم افشانیست این میان سهم منو تو مرگ است خاک ز خاکستری ذهن جاریست روزها نقش نمایی توهین شبها سکوت مردن راضی از تب سرد سیاهی مانده واز اغاز سرابی رانده که کبوتر به کجا خواهی رفت که دلم مثل گلی پژمرده تئ بیا رسم پرش را به رذالت نفروش تا به از هر چه فروشنده ی نا باب دلی در مانده دوستان عزیز منتظر نظرتون درباره ی شعر بالا هستم.... سپاسگزارم
|
About
نام: م.آرمان Archivesآبان 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 Authorsم. آرمانمیرزانژاد Links
وبلاگ: مـــــیثم هـــــمرنگ
امیلی برونته- ترجمه بهاره جهان دوست. |