تبليغاتX
شـــــعـــــر م.آرمــــــــان

 

نام شعر: قبله ی تاریکی

 

تا ژرف نای ِ روشن ِ ایمان

که بنگری

بیداربانگ ِ خروس ِ زخمی ِ شهر را

دریاب !

زبان ِ تلخ خود گشوده است و

این دهان

تکرار ِ بی دلالت و جریان ِ یاوه نیست ،

که می خواند: خورشید وار اگر بدرانم عاشق و دشوار

چادر ِ زاغ رنگ ِ ظلمات را

هر بار

سیاه جان و سیاه پرست و سیاه کار

نیستم

اما سیاه بازی ِ حریص ِ سیاه نامه گان را

فاش می کنم

در فکر تابشم به قبله ی تاریکی

بی آنکه تصدیق نمایم به جان

اهریمن ِ سیاه و

سروش ِ سیاه و

الهه ی سیاهی را ،

خورشید ِ بی کرانه ام

در انبوهی از سیاه !

میگردم و پر باز میکنم

در حال ِ تابشم از روزن ِ باریک

و همچنان این دیر به چشم آمده

جان ِ خسته را

با صبح

با هم دلان ِ خسته تر از خود

آغاز می کنم ...

 

(م.آرمان ) دی 90



دوست قدیمی
اقای حقیقت خواه
درباره ي شعر سياه مشتاق بوديد که بيشتر بدانيد چه نوع شعري است؟ شعر سياه : يک نوع کوشش و کشش است که موضع گرفته و چالش مي آفريند قرار دادي تاريخمند با گذشته گان و آينده گان است . قراردادی انسان زاد است و تا وقتی بشر رنج می کشد و اندیشه می کند وجوددارد و فسخ نمی شود. از زماني که نيما و رفعت به نقد نظري (بحث و مباحث تئوريک ) مشغول بودند اين فرم از شعر در ناخودآگاه ِ رفتار ِ انتقادي شان به شعر و زندگي مدرن شکل گرفته بود البته مي دانستند که مي دانند چه ميکنند.اما امروز شعر سياه : درونش تمامي رنگ هاي زمان را جمع مي بندد و بعد تصوير ميکند دچار مرض بدبيني یا خودبینی نيست واقعي بيني چندلایه را در سویه هاي عيني ( اجتماع شمولي ) مي بيند به عبارت فرنگي تر : شعري است با بن مايه هاي ِ سوسيال رئاليستيک که از بيان زشتي هاي زندگي شهرنشيني و ناهنجاري هاي مادي گرايي ِ جامعوي - به زيباترين نوع حرف به ميان مي آورد تا تصحيح کننده باشد تا خود شاعر و مخاطب - به جاي تفسير و تعبير از موقعيت شعر - به تغيير خود و مواضع خود در شعر و زندگي فکر کند. فکر کنم کوتاه تر از اين نمي شد در اين خصوص براي شما بنويسم

قربانت
م.آرمان

*

نام این شعر ِ سیاه : جویندگان ِ شب شکن ِ تنها !


شیون کشیده شد در تاریک

این شب ره ِ وقیح

که نرمیده از انزجار ِ خود

واکاوی ِ تو را

سیاه بازی ِ ساقط ِ سالیان ِ دراز را

تکذیب میکند

جاهلانه

سد میکشد به ساحت ِ دریا تبار ِ موج

او در کمین ِ هر آن کس که بیدار می کند

اما نمی داند

در کوره ِ راه ِ مطلق ِ وهم ، جهیدن

آنک

سفیهان ِ بی عمل ِ زهدپیشه را

با نماز ِ مزورشان

به ظاهر ِ ایمان ، کشیدن

شروع ِ انزجاری ِ تاریخ ِ یاوه است !

این کوربین ِ رطوبت گزیده ، هست

الهه ی بی خدای تاریکی

مشعل ستیز ِ بی حیای پلیدی

بی جوش و بی پرسش

از شکست ها و مست ها

می گذرد اما

پرستش ِ ابلهانه ی دیوار میکند

و هر ظهر با موهمات ِ شلخته کیش ِ خود

سرپوش به تابش ِ خورشید می کشد !

از خوف گاه ِ مغلطه و هذیان

تلقیح می کند

در زهدان ِ نمایشی از کذب

تخم ِ دروغ و داد و دغل را

برای یابندگان ِ بی ممیز ِ آفتاب

جویندگان ِ شب شکن ِ تنها.

مسموم است فضای شلوغ ِ شهر

با هرزناله های بی خود ِ ماشین ها.

پرندگان ِ آشیانه های بلند

در بیشه زار ِ سبز

خسته تر  از زندگانی اند اما

بیدار و زنده اند.

اما کجاست پرنده ی متحد تن ها؟

معدوم نخواهد شد از آغاز

تا انجام

سی مرغ ِ بی شکست

سیمرغ ِ در پرواز !!!


م.آرمان - دی 1390

نوشته شده توسط م. آرمان در سه شنبه 1390/10/20 ساعت 18:36 | لینک ثابت
تن هايي از تبار ِ تنهايان...

تنهاي تنهايانم
از شوره زار ِ تاول ِ هر زخم
پا آبله
مي آيم!
كيستي تو در ژرف بافت ِ مُــنـَور ِ مهجور بودگان ؟
- رنجور زاده ي در بنده مانده ي جهانم!

تنهاي تنهايان
افسرده ، دردكش ، پوينده !
مرارت ديده ،
ضربه خورده ،
پنهان گريسته ، رونده...

اين سان منم
تنهاي تنهايان
تني درميان تنهايان
تن هايي اين چنين تنها
از تبار ِ تنهايان...

مجروح و تير خورده از قبيله ي تزوير
در سَراي خواب آلوده ها و خاموشان
شكسته سُراي بيدار مانده ي خاموشي
يك عمر
با درد ِ غريب ِ غريبستان
هم آغوشي!
همچون تنهاي تنهايان
در انجماد ِ مردم ِ بي عشق
عاشقانه سرودن
كوفتن
زيستن
تا مرز ِ فراموشي...

(م.آرمان - دي ماه 1390)

تنهاي تن هايان !

در غريبستان ِ جهان ،

با بغضي زهرگونه از خود نوشته ام

تنها و خسته ام...

 دل نوشته اي كه حكايت ما در اين غريبستان وطن است...




شاعرعزيز

درباره ي شعركوتاه جواب شما را اين طور ميتوانم بدهم. شعر كوتاه اگر بخواهد شكل و ماهيت ِ قراردادي شده از نظر زماني بگيرد و دوره اي بشود كه بتوان از آن به عنوان سبك يا توان استفاده كرد و تعمدي از سوي نظريه پردازان ِ شاعر داشته باشد. خواه يا ناخواه پديده اي ميشود كه بايد با ديد مُدآورانه به آن نگاه كرد. مُد هم يك دوره اي دارد و خالق ِ فراتر از زمان خود زيستن نيست! فرزند ِ محكوم ِ زمان خودش است و گذراست و اين شعر هم روزي بزرگ بايد بشود و تاريخ آينده آن را بپذيرد. شما فكر كنيد دو قرن ديگر برسر شعر شما و ديگران در كشورتان و جهان چه مي آيد؟!؟ غرض از شعر چه كوتاه يا بلند ، تاريخ مصرفش نيست هرچند قاعده زمان در آن صادق است. اما تنها عنصر پذيرفته گي شعر ، زمان آفرينش اش نيست . چه بسا بهترين شعرها در زمان آفرينش شان از نظر عده ي كثيري مردود واقع شود و بعدها همان عده به سمت آن شعر بيايند. عده اي از شاعران اشتباه ميكنند كه دائما افراطي جويانه روي كوتاه يا بلند يا پيچيدگي و سادگي شعر بحث ميكنند يا اصرار عجيبي دارند شعراكيدا امروزي باشد بله من اصل و معناي امروزي كار رانفي نميكنم و ايجاب من اينجاست كه اگر امروز را ديديم ديروز و فردا را هم بتوانيم ببينيم . شاعر عزيز ! بايد رنج كشيد تا مفاهيم عالي انساني را در كوتاه ترين كميت ها بيان كرد . لاغير توصيف كوهي كه در آن سنگي بر اثر فرسايش ، بهمن وار - به زمين افتاده و اين موضوع را به جدايي معشوق از عاشق تشبيه كردن - براي شاعر ، كار عمده اي نيست. از شما ميخواهم از دفعات بعد بيشتر از امروز به فرداي شعر ما هم فكركنيد. چون اين چنين است من هم ايمان دارم و فكر ميكنم جواب ِ سوالتان را داده ام...

دوست تو

م.آرمان

 

 

نام شعر : اميد:  فريب ِ دگر؟

 

با دردهاي شبانه چگونه توانم خفت؟

اين سان كه خسته وار

در خوار

مي كِشدم طغيان ِ زندگي...

من ياس هاي مُهلك و ناتمام ِ خويش را

تا مسلخ ِ بي دار مي برم !

بر دوش ِ زخمي ِ خود ميكشم سربار

بار ِ اميدي را

كه هربار

 با هر دريچه و راه

فريبي تحميل گونه را

تصديق ميكند!

از  من  فرا من شو اي محال كار

اي بسيار دردديده

تا مقصد دگر يا نقطه ي ضرر

تا حركت دگر

يا زُروه ي خطر!

دشوار گونه بتازان

آه سعود ِ تكامل در رهايي و امكان

ميسر شو

موثر شو...

(م.آرمان ) آذرماه90

 

*

 

*

 

 

فرياد

 فرياد

فرياد از زهري هلاكت بار

كه در عسل ِ صبحگاه مي ريزيد !

 چنين است مرا اين هم نشيني ِ شب

 كه تا شيريني ِ روز

ديرگاهيست

فاصله افتادست...

 م.آرمان

*

 

نام اين شعر سياه : جريان ِ نا موافق ِ  هيچ !

 

واريز ميكند شوريده و عبث ، ناله زنان ، با ساز ِ دهان ِ سبز ِ از ياد رفته اش

و سگ ِ شبانه ي بيشه ، در وخامت و سوت ِ برف ، مي مويد زار ، چون ني زار!

نيش خند مي زند سلاخ وار مرگ ِ بي نوش ! بي سكون ِ تب ، در تكدر ِ تاريك

و معبر ِ ارعاب ، بي رويكرد ِ بنفشه و عشق مي شكوفد از بيضه ي هيچ ، بد هنجار

شريان باد و مباد است در عروق ِ درخت ِ بود !

شب ِ چرمنگ خو، مكررگو، با شرنگ ِ ريخته اش در كام

سورناي شهر جذامي است جوشان

كرناي كفر و خباثت ِ پر توف

حرف ها : طبل ِ بي طمطراق ِ هر دهان ِ مسطح

و سبز ِ بي خروش ، زخم خوان ِ هر رخ داد

در كف هر جوي ، ترانه ي صدشيون است به پاي گوش

و كرانه ي زمين كرتر از هركور – كورتر از هر كر

بي ضمانت ِ رحم و عطوفت

غرق آب ِ خون سياووشان خود...

جاده مي گريد بي فخامت ِ حزن ، بي تامل و خشم

سياه ِ زخم مي زند سوزن ِ رگبار ، به چركي جان

بي شمايل ِ جانان

زوزه ها در خواب و دربيدار...

مي تركد درد از تن و ياران...

تازيانه با سكوت ِ فاجعه را

نيست اما نقطه ي پايان !؟


*

نام شعر : زيباي سبزه و رود

ديريست شقايق ِ هردرد

بگشوده است

از استخوان و رگ

اما به ديدگانم

چكاوك ِ شاد خوان ِ باغستان

نطفه مي كند

چناني تو : زيباي سبزه و رود

بالانشين ِ بي بديل ِ هر دشت ِ واژگون

مليح  و شكوفاني

لبخنده ي سپيده دم

نسيم سراينده ي معبري

در ملتقاي بنفشه وبيد

چناني : به گل زار ِ سينه ام

كه نتوانم دمي

آسود...

اي حسرت ِ شراره افكن

هنگامه ي سعود

آبان 90

م.آرمان

http://www.javanemrooz.com/news/newsreader/isna/show-1291979.aspx

 

  دوستان عزيزم از آنجايي كه انتشارات در توسعه و پخش كتاب بسيار عليل و بي ملاحظه رفتاركرده است و رضايت خاطر من جلب نشده عده اي از دوستان مدام به من مي گويند كتابت كو؟ چه شده؟ كجا ميتوانيم بخريمش ؟ من يك راه به ذهنم آمدكه زحمت چهارساله برباد نرود. و آن اين كه شماره حساب خودم را در اختيار شما قرار دهم و هر كس كه تمايل به خريد كتاب داشت پيام خصوصي بفرستد آدرس منزل و شماره همراه خود را برايم بگذارد تا مراتب پست كتاب فراهم آيد . هزينه كتاب 3000 هزارتومان است كه با احتساب هزينه پستي ِ استان يا شهر ِ شخص سفارش دهنده - بر مبلغ مذكور اضافه ميشود . اما شماره حساب بانك ملت من 2059808681 به نام مسعود ميرزانژاد .


در ضمن از دوستان  ِشعردوست بخاطر حمايت و خريد كتاب ِ" پيش آهنگ ِ ويراني كوره راه"   بسيار متشكرم .

دوستدار همه ي شما م.آرمان

نوشته شده توسط م. آرمان در یکشنبه 1390/10/04 ساعت 0:0 | لینک ثابت |
مقاله اي درباره ي نيمايوشيج - به قلم م.آرمان
ادامه مطلب
نوشته شده توسط م. آرمان در چهارشنبه 1390/07/27 ساعت 12:12 | لینک ثابت |
مجموعه‌ي شعر «پيش‌آهنگ ِ ويراني ِ کوره‌راه» منتشر شد

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
1390/07/12
10-04-2011
12:24:28
9007-08327: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

مجموعه شعر «پيش‌آهنگ ِ ويراني ِ کوره‌راه» با مقدمه‌اي درباره شعر در دو دهه اخير به قلم م. آرمان (ميرزانژاد) انتشار يافت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، م. آرمان درباره کتاب شعرش با نام «پيش‌آهنگ ِ ويراني ِ کوره‌راه» گفت: اين کتاب پس از چند ماه انتظار براي کسب مجوز، موفق به دريافت مجوز شده و توسط انتشارات فرهنگ ايليا منتشر شده است.

او ادامه داد: اين کتاب با يک مقدمه انتقادي به تحليل شعر دو دهه گذشته مي‌پردازد و در ادامه بيش از 20 شعر در قالب‌هاي نيمايي و سپيد که در فاصله سال‌هاي 86 تا 90 سروده‌ام، آورده شده است.

اين شاعر جوان با اشاره به اين‌که پيش از اين، شعرهاي کتاب در نشريه‌هاي مکتوب به چاپ نرسيده است، بيان کرد: برخي از اين شعرها را پيش از اين در فضاي مجازي منتشر کرده‌ام؛ ولي برخي از آن‌ها هنوز جايي منتشر نشده است.

ميرزانژاد افزود: در مقدمه کتاب سعي داشته‌ام با يک نگاه تحليلي به موقعيت کلي شعر در دو دهه گذشته بپردازم و آسيب‌شناسي جريان‌هاي شعري با نوعي نگاهي سمبوليك و مفهومي همراه بوده است. مقدمه کتاب داراي دو بخش است؛ شعر امروز و جريان حسي که هر کدام به مفاهيم عيني از قبيل تصرف‌ فرم‌انديشي و ساده‌نويسي يا ساده‌انگاري، تز و آنتي‌تزهاي نيمه‌کاره و سنتز شکل‌نگرفته از زاويه نظريه‌پردازي در شعر، ادبيات معنازدا و آوانگارد فارسي پرداخته است.

او در پايان گفت: در اين کتاب چند شعر نيمايي با وزن اصيل و يک‌دست عروضي سروده شده و دو شعر نيمايي با دو وزن مخلوط و متجانس با هم سروده شده که جنبه‌هاي جاذبي را از نگاه نيمايي به شعر امروز عرضه مي‌کند. فضاي اشعار برخاسته از رويکردهاي اجتماعي و تغزلي جهان كنوني است که در عصر خود با آن در چالش بوده‌ام. برخي از اشعار داراي درون‌مايه يأس و سرخوردگي انسان زمان ماست که فضاي بي‌حوصله و ماشين‌زده‌ي انسان دوران ما را تشريح مي‌کند.

انتهاي پيام

كد خبر: 9007-08327

                         http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1861575&Lang=P

 

محل خرید کتاب در رشت : اول خیابان بیستون - سمت چپ - کتاب فروشی قدیمی فرديس

شهرداری روبه روی هتل ارديبهشت كتابفروشي اديب.


محل خريد كتاب در مازندران - ساري : خيابان انقلاب پاساژ انقلاب - طبقه زيرين پلاك 21 كتاب فروشي مقدم

2225219 0151 -  ساري : خيابان قارن - روبروي كوچه برق - نشر وارش01512211923


نوشته شده توسط م. آرمان در سه شنبه 1390/07/12 ساعت 14:15 | لینک ثابت |
تحلیلی بر شعر 2 دهه اخیر با «پیش آهنگ ِ ویرانی ِ کوره راه»
مجموعه شعر «پیش آهنگ ِ ویرانی ِ کوره راه» با مقدمه‌ای تحلیلی درباره شعر در 2 دهه اخیر به قلم مسعود میرزانژاد(م.آرمان) به زودی منتشر می‌شود.

مسعود میرزانژاد درباره کتاب شعرش با نام «پیش آهنگ ِ ویرانی ِ کوره راه» به خبرنگار مهر گفت: این کتاب پس از 9 ماه انتظار برای کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موفق به دریافت مجوز شده و تا پایان شهریور توسط انتشارات فرهنگ ایلیا منتشر خواهد شد. 

وی ادامه داد: این کتاب که با یک مقدمه انتقادی به وضعیت تحلیلی شعر دو دهه گذشته می‌پردازد و در ادامه بیش از 20 شعر در قالب‌های نیمایی و سپید که در فاصله سال‌های 86 تا 90 سروده‌ام، آورده شده است.

این شاعر جوان با اشاره به اینکه پیش از این شعرهای کتاب در نشریه‌های مکتوب به چاپ نرسیده است، بیان کرد: برخی از این شعرها را پیش از این در فضای مجازی منتشر کرده‌ام ولی برخی از آنها هنوز جایی منتشر نشده است.

میرزانژاد افزود: در مقدمه کتاب سعی داشته‌ام با یک نگاه تحلیلی به موقعیت کلی شعر در دو دهه گذشته بپردازم و آسیب‌شناسی جریان‌های شعری با نوعی نگاهی کلی و نمادین بوده است. مقدمه کتاب دارای دو بخش است؛ شعر امروز و جریان حسی که هر کدام به مفاهیمی عینی از قبیل تصرف‌اندیشی و ساده‌نویسی، تز و آنتی‌تزهای نیمه کاره و سنتز شکل نگرفته از زاویه نظریه پردازی در شعر، ادبیات معنازدا و آوانگارد فارسی پرداخته است.

وی که نخستین کتاب شعرش به زودی منتشر می‌شود، در پایان گفت: در این کتاب چند شعر نیمایی با وزن اصیل و یک دست عروضی سروده شده و دو شعر نیمایی با دو وزن مخلوط و متجانس با هم سروده شده که جنبه‌های جاذبی را از نگاه نیمایی به شعر امروز عرضه می‌کند. فضای اشعار برخاسته از رویکردهای اجتماعی و  تغزلی است که در عصر خود با آن در چالش بوده‌ام. برخی از اشعار دارای درون‌مایه یاس و سرخوردگی انسان زمان ما است که فضای بی‌حوصله دوران ما را تشریح می‌کند.


 امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع  "خبرگزاری مهر"  مجاز است.
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1398046
نوشته شده توسط م. آرمان در شنبه 1390/06/12 ساعت 14:24 | لینک ثابت |

مخاطبان عزيز !  توجه شما را به شعري جديد از آقاي كوروش همه خاني - شاعر نوگرا و فروتن ِ‌دوران ما جلب ميكنم . و نقد قلم اندازي كه از اثر ايشان كرده ام كه البته اين تحفه يادگاري ناقابلي است و در پيشگاه ايشان زيره به كرمان بردن است.

http://www.sibabi.blogfa.com/9004.aspx


و مصاحبه اي در 15 آبان 1387 - روزنامه اعتماد - با كوروش همه خاني - شاعر - درباره شعر امروز

http://www.kalamatepenhan.blogfa.com/post-95.aspx

شعری از کتاب ممنوع چاپ  کوروش همه خا نی در سایت وزین رندان

http://rendaan.blogspot.com/2011/07/korosh-hamekhani.html

 


نوشته شده توسط م. آرمان در یکشنبه 1390/05/30 ساعت 0:36 | لینک ثابت
 آه مي كرد        ماه ِ‌ شكسته هلال                  در هجومِ  ِ خزه و رود.   ستارگان ِ‌ منبسط         با كرشمه اي  شرور  بوسه مي زدند  گيلاس هاي ترد و پرهوس ِ مرداد را   در غٌرغرٌ ِ غوكان ِ غم زده                             و غارغار  ِ هجران كٌش قو ... توفيد حواس از هم گسسته ام     يله كرد كوكوي ِ جغد       در گلوي درخت بيد.   و جنگل ِ غلطيده  در تمشك و انار ترك خورده فلج گشت ، از  باد ِ محرك !   در رگ ِ سخت ِ سنگ پشت و اردك خسته مي جنبيد خون و دود ِ سرو ِ ذبح شده   در تو هيمه ي حسرت بود و حواي تب زده اي در عبور شبانه شالي زار ِ ديجور و بي عابررا مي آشفت ...   و خاطره ات درياد ريه هاي چركين مرا و ورزاي جوان را در تنگ ناي شرجي و زخم كباب مي كرد...   در دو كنج ِ نامعلوم با شيون ِ گرسنه ي گرگ ِ گمشده و كوه ِ بي پژوا ك زار زار شكسته اند مرا  تنها...   و خواندم مست : (فرشته ي بي لب خند ي ست عشق پري خوان معصوم  ِ درون ! آه  شريان ِ معطر ِ‌شراب و بهار نارنج... در رگ ِ تفسيده ي  لحظه ! بعد از تو من مردم ! چون كلام له شده در نجاست ِ سكوت ... بعد از تو من مردم ! ترانه ي خنجر و خطر در تعامل  تن  با درد)   اكنون در مشام ِ تيز ِ سگ ِ خانه بوي سركش ِ اسپند مي روييد و سيب مقدس بهشتي در دهات تن من .   بيدار خواهم شد براي روز جاودان در خنكاي آبشار و               سبزينه ي چمن    م.آرمان  ( ميرزانژاد)   مرداد 90   به هر حال بعد از 9 ماه شكنجه كه با انتظار مخلوط بود ! و حذف عامدانه ي هشت شعر كه سوال مرا بي جواب گذاشت ! مجوز ِ كتاب ِ " پيش آهنگ ِ ويراني ِ كوره راه " صادر شد! براي تاريخ انتشار كتاب و نشاني خريد آن  حتما به شما دوستان عزيزم اطلاع خواهم داد. م.آرمــان  (ميرزانژاد)  12 مرداد ماه 90
نوشته شده توسط م. آرمان در چهارشنبه 1390/05/26 ساعت 20:23 | لینک ثابت |
خواستي كه چنين بسوزاني ام؟
در هلاكت ِ اين هجراني ِ بي حد...
خون شدم
آه شدم
تباه شدم !
درخيابان و سيل عبور
شكسته و
خسته
چون باد به اميدي عبث
از خود گسسته ،
منم !
در ازدحام مردم ِ بي عشق...

خواستي كه چنين بسوزاني ام؟
سوخته دل
دوخته لب
سوختم
شكستم
سياه شدم....

م.آرمان - تيرماه -
90
نوشته شده توسط م. آرمان در سه شنبه 1390/04/28 ساعت 21:21 | لینک ثابت

 نمونه اي از شعر سياه ِ من

 

با اين شب دريده خو

           شهوت پناه

              جذامي...

كه اعصاب ِ تيره ي باد هم ،

 از تجسم  ِ قباحتش ،

تير ميكشد به درو ديوار.

دشنام ميدهم دردگونه اما پاك

                                  بر خودم

                                           بر شما !!!

چون مرد ِ روشن  ِ رنج

 كه در هلاك  ، هرگز نمرده

چو زنده نمايان!

*

رود ِ جوان سال ِ‌سبز تن ،

كه لعنت به تلخ كامي اش !

                          با نيم سايه هاي ِ مرتد درختان

                              با آب هاي خزه گرفته ي بدحال

                                    مرداب ِ بي شرافت ِ ظلمت را

                                                         در خود كشيده است!

*

سوي ِ بي سويي ،

جنگل ِ بي آذرخش  ِ افسرده

تحريم  ِ زوزه ي شغالان و گرگها.

ورم كرده از تف ِ وحشيانه ي حرف...

            و شب ِ  دل چركين ِ موذي ،

               كه دون مايه وار ميكٌشد درشهر

                         ومنفعل ميكند مردان جهاد وخون را...

                                 از كرانه مهجور مهتاب و ابر

                           تصوير اندوه زمين و گياه را

                            در كور فهمي اش ،

                           مفقود ميكند...

*

              سرو منزوي ، بي بانگ ِ شعله ور

                    بي حاصل و لعين!

                با ترانه ي سراب دائمي

                          به برگهاش ،

نقش آب ميكشد بر ريشه و خودش.

      و تقدير ِ بي تفكيك ِ تيرگي و جهل را

          اشباع ميكند...

     جغد ِ شب آهنگ

           تيره دوست و پليد

          مي افشاند هوهوي سياه حلقش را

                   به بيشه گرفتار .

                     و مردم شهر خوابيده

              افسرده

                        مرده اند

      و خيابان ِ بي عبور ، بي خنده با سگ ِ خاموش

                          در قعر مرگ اندود ِ سكون ، ترسان

       تعظيم نكرده بر گرسنه گان و كارتون خوابها...

 

با اين شب ِ مغالطه انگيز

تاول زده

          خفه

دشنام ميدهم

 دردگونه

 اما پاك

برخودم ، بر شما...

 

م.آرمان

شب 2/4/90

رشت

 

 لینک دانلود رایگان کتابِ" پَر ِ کاه "مجموعه ی شعر سپید پرستو ارسطو

http://tehranpic.net/download.php?down=581233

 

نوشته شده توسط م. آرمان در چهارشنبه 1390/04/08 ساعت 19:34 | لینک ثابت |
تعاريف موجز


شعر 1 : آن جوهر حسي ِ جوشنده و سيال است كه حدود ثابتي ندارد و در چهار سوي نامحدود زمان ، زبان ، مكان و خيال در گردش است بنابراين مهارناپذير است و گاهن مشابه تركش زخم زننده اي است كه بخشي از اجتماع به شاعر روانه ميكنند بي انكه بدانند كه مي دانند و اين عرفان به معناي جديد در شعر شاعر عصياني بيشتر قابل انكشاف است.


شعر 2 : به نگاه من آن حس رجعت دهنده اي به خويشتن خويش است ! كه تنها در زبان و حافظه انساني وجود دارد . براي اين كه امور حقيقي را ناديده نگيرد شعورمند و تاريخي است اين خلوص تپنده و پر التهاب از ابتذال جامعه گريزان است ابتذالي كه هر روز براي مقولات محسوس نرخ تعيين ميكند فاقد ارزش عميقي است و نبايد به آن بايد بها داد.



شعر سياه : از درون سپيد و بي آلايش است اما از صحنه بيروني سياه و واقع نگر  است. براي من اين مخلوق موجود ِ معترض و عجيبي است كه آلوده نشده اما از كثيفي هاي زندگي متمدن  به طرز هوشمندانه اي انتقاد ميكند . و من ِ وجداني شاعر درچنين مقامي آرام نمي گيرد . روح اش از ادوار قديم در شعر بسته شده در زمان ما پديده ي مضطرب و پرسشگري است كه تن به استبداد راي نمي دهد و اگر حقيقت گريز باشد و تسليم وقايع ضد انساني شود.  خودكشي كرده و وجود خارجي نخواهد داشت...


وجود شعر سياه : بخشي از آن مربوط به بدخلقي توام با قدرنشناسي زمان ما است من اعتقاد رواني به اين سبك از شعر پيدا كرده ام با دقت به تنگ حوصله گي عمومي ، عصبيت ، بيماريهاي اضطراب آور ، مخاطرات معاش ، اعتراض ها به كاستي ها و تناقض ها ، استبداد و ... اين گونه شعر بر زبانم آمده. شعر سياه سبكي پر تاخت و تاز و متحركي است كه روح اش اعتراض و كالبدش واقع بيني اجتماعي است...


زيبايي 1 : تركيبي متحد از لذت و پذيرش انسان است به امور ذاتي بر ميگردد و به نظر من در همه سنجش زيبايي يكسان و مشخص نيست براي عده اي سليقه معيار تعيين كننده زيبايي است براي عده اي خاص كه سازنده ي زيبايي در هنر هستند نوع تحليل و ديدگاه تفكر برانگيز تر است و روبه فلسفه زيبايي شناسي ميرود. زيبايي امر ذهني و پيچيده است كه با عينت در اشياء ساده به نظر مي آيد تفسيرهاي زيادي ميتوان از ان ارائه داد. زيبايي اگر جنبه وهمي و ابهامي داشته باشد  براي درك صحيح از آن در مردم نبايد انتظار داشت كه به زودي هضم آن را بر عهد بگيرند.  ‍شاعران ژرف رفتار  زيبايي هاي آثارشان  به دست توده هاي مردم سالهاي سال نتوانسته عريان شود. مثل شعر حافظ و نيما و...


عشق 1 : در دوران جواني چند بار مرا زاييد و نابود كرد بمب ويران كننده اي است كه زنان به دستم دادند آنچه كه از من مي خوانيد بخش از دست رفته ي من است با اين تلاطم برباد دهنده كه از من گذشت  در ميان حسرت و درد بر خاطراتم اضافه ميكنم  . عشق‌؟! اگر هنوز ناله ام سوزناك است براي اين زخم خشك نشده است كه مدام برويش نمك مي پاشي !


شعر متعالي1 : نطفه اش در اتصال است با ارتفاع رنج و پهناي تاثير پذيري در زبان شاعر كه در هر دوره از دوره هاي تاريخ تحول اجتماعي اتفاق مي افتد.


شعر متعالي 2: فكر ميكنم خط و سير تجربي و شهودي  مرا فريب نداده گاهن در ميان توده نامنظمي از كلمات جنجال به پا كن و سرد -چنين شعري ساكت و آرام ، كمرنگ مي شود اما از بين نمي رود!


حقيقت 1 : جويده شدن دارويي است براي عدم خودفريبي و عدم بي وجداني ، كه هر كس بنا بر رنجي كه در عالم انساني ميكشد تا حدودي به او دست مي يازد.


شدت و ضعف وزن در شعرقديم 1‌:

ديناميك ( پر ضرب و تحرك آور ) و استاتيك (‌آرام و خواب آلود ) است به تعبير من اين حالت در عروض يعني مهارت شاعر براي طبع آزمايي كه گاهن در شاعران قديم  كاربرد وزنهاي سخت و غير متعارف به نوعي امتياز موسيقيايي - كلامي آن ها به شمار مي آمد . و وزنهاي ضربي و پر شور ( مانند مفتعلن  و فعلاتن زحافات آنها ) نشان دهنده ي هيجان و  و حال شاعري بود كه  به كلمات ،  نظم مي بخشيد.


آهنگ در شعرمنثور:

آزادي بدون انقياد و بي شرطي كه خود ما خواهان تكامل اش هستيم و براي هرچند كلمه از روي قواعدآسماني عروض برداشت نميكنيم !


م.آرمان

رشت  خرداد 90

نوشته شده توسط م. آرمان در چهارشنبه 1390/04/01 ساعت 20:46 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar